جلال جلالى زاده
94
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
مشاهدات : محسوساتى هستند كه با حس ظاهرى درك مىشوند ، مانند النار محرقة . وجدانيات : با حواس باطنى درك مىشوند ، مانند احساس گرسنگى . تجربيات : ذهن پس از تكرار مشاهده به آن حكم مىكند ، مانند مسكن بودن برخى از قرصها . حدسيات : ذهن پس از تكرار مشاهدات مانند تجربيات حكم به آنها مىكند ، با اين تفاوت كه سبب در تجربيات سببيتش معلوم و ماهيتش مجهول است و در حدسيات هردو جهت معلوم است ، مانند اينكه ماه ، نور خود را از خورشيد مىگيرد . متواترات : ذهن به واسطهى شنيدن از گروهى كه احتمال تبانى آنان بر كذب ناممكن باشد حكم مىكند ، مانند بودن مكه در حجاز . با اين حال قضاياى نظرى قضايايى هستند كه ذهن به واسطهى نظر و استدلال حكم به آنها مىكند ، مانند « العالم حادث » كه حكم به حدوث عالم ، نظرى است چون از نظر و استدلال كسب شده است . العالم متغير و كل متغير حادث . پس نتيجهى اين قياس يقين است ؛ چون با دليل قطعى كسب شده است و هرگاه قياس از امثال چنين نتيجهاى تركيب شود ، برهانى است . مقدمات غير يقينى عبارتند از : مشهورات ، مسلمات ، مقبولات ، مظنونات ، مخيلات و وهميات و به جز برهان بقيهى اقسام قياس از آنها تركيب مىشود . برهان دلالت : استدلال از معلول بر علت يا با يكى از دو معلول بر ديگرى است ، مانند استدلال به وسيلهى باران بر وجود ابر . برهان علت : استدلال از علت بر معلول مانند استدلال به وسيلهى ابر بر باران . برهان خلف : اثبات يك حكم از طريق اثبات دروغ بودن نقيض آن . هرقياس و دليلى كه براى ابطال مذهب مخالف از آن استفاده مىكند تا صحت مذهب خود را اثبات كند ، مذاهب را برمىشمارد و يك به يك آنها را باطل مىكند . البرهان : كتابى در اصول فقه به روش متكلمان كه به وسيلهى امام الحرمين